خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

یک اغوش ....بدون هیچ منتی....همان اغوشی که حتی ادم بزرگ ها گاه محتاجش می شوند

انقلابی است ..اغوش پدر

ارام ....اما زود گذر/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

یک نقطه اغاز و یک نقطه پایان برای هر ادمیست.... فاصله بین شروع و پایان شاید یک نفس باشد... اگر برای شروع حرمت نمیدانید ...لا اقل پایان خوبی باشید حرف را میزنند ..اما دل را نه ..... بهانه بگیرید ..اما برای رفتن بهانه نتراشید... ضعیفی اگر ضعف ها را سوار کش دیگران کنی.. همیشه پایان مقصد نیست...شاید وقتی به پایان می رسی میفهمی به هیچ رسیدی همیشه هم را در نقطه شروع پیدا کنید شاید در نقطه ی پایان نفسی نباشد یا در مسیر شاید در الوده هایش گم شوید....و انتظار پشت انتظار

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

امشب هم گذشت...مثل تمام شب ها که در بین تمام ضمایر حاضر تو باز غیبت کردی...../ شک نکن اخر این ترم هم می رسد....و تو مردود می شوی..../ بین تمام این دنیا یک تو در من جا مانده پاک شدنی نیستی پر از غلطی اما هنوز در من تنها درست این روزگاری ...جدا که نمی شوی ...در وجودی از من جا خوش کرده ای جسم نیستی...اما در بدنم .... شکنجه گری....شکنجه میکنی...زخم میزنی برش برش دشنه دشنه تشنه تشنه تیغ می کشی ....ذره ذره میکنی...بی رحم ..../

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

عشق مثل گور خر می مونه

نه خرش معلومه

نه گورش/

...........................................

به زبون ساده

اول خرت میکنند

بعد

تو گورت

می کنند.............................../

عشق همون خریه

که گورش قبل از رسیدن بهش میکنند........هههههههه..../

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

شاید بی معنا باشد انتظار در دنیایی سربی که همه شتاب زده به نامعلوم می روند.... سرعت فراموشی هایشان از سرعت نور بیش تر است و تو برای ثبت خودت نیاز به عمری به اندازه کیلومتر ها ساعت داری باید فراموشی را یاد بگیری مثل خودشان شوی باید یاد بگیری که تحمل کنی درد ها را یاد بگیری که برگ ها زیر پاها درد میکشند تا خرد شوند باید یاد بگیری زندگی شوخ است و شوخی هایش خیلی جدی میشکنند باید یاد بگیری شیشه میشکند و سنگ میشکاند همه ی این ها را که یابد بگیری تازه جهنم مبارک تو می شود................ اری این تمام ان چیز هایی بود که یادت میدهند ادم ها تا یاد بگیری رسم دنیا تغییر کرده و دیگر به دیگری اعتمادی نیست/ یاد بگیر... این رسم های زشت...حالا روش شده اند...راه رسیدن ...به زشتی ها را یاد بگیر

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

دلتنگی های آدمی را باد ترا نه ای میخواند

رویا هایش را

اسمان پر ستاره نادیده می انگارد/

.

هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند/

بغض که شد

در نهان ادمی در جایی تاریک

در کنج اتاقی

سکوت میکند ...و پروانه دل میشکند/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

گاه سکوت

معجزه ............................می کند/

و

تو میفهمی

.

همیشه بودن در ...فریاد نیست....../

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

هر وقت به سراب رسیدین....../

...

وانمود کن ازش اب میخوری......................./

..../

هیچ وقت نذارین به دروغاشون افتخار کنند/

.

اینکه ببینند تشنه موندی برای بعضیا خیلی شیرینه......./

.

م.ک/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

نمایشگاه زده ام/

بیا و تماشا

کن

.........................../

.

تمام روزهای نبودنت را

{آه }

کشیده ام

و

{قاب}

گرفته ام/

/......................م.....r.....ک..................../

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

گاه ادم بین دو راهی می ماند

ادم گاه

بین دو راهی می ماند

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

گفتی می مانی اما صدایت قطع و وصل می شد

گفته بودی میهمانی

میهمان

ماندنی نیست/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

تو دست می کشی...../

او دست می کشد....../

تو از او.....او از زندگی................./

تفاوت خیلی نیست....یک دست کشیدن بیش تر نیست..... گاه برای زنده بودن یکی باید بمیری/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

روزهایم تکه پاره ایست ..از شب هایی طولانی

تا ساعت صفر

گاهش را به بردگی کلمات

زمانی هم در اسارت خاطرات.سپری می شوند......کار زندانبان چیزی جز مراقبت از زندانی نیست

.

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

زندگی چیزی جز فهمیدن نیست

همین که یکی هست بفهمد کافیست برای اینکه تو بخندی و شاد باشی

نیازی نیست برای بودن همه درکت کنند...یک نفر کفایت میکند اگر بفهمد که هستی/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

عمق فاجعه/

عمق فاجعه هما ن جاییست که ثانیه های ارام زندگی ات را/

حرام آرامش دیگری میکنی...اما چیزی که برای تو. باقی میگذارد .....یک مشت خاطره بیش نیست/

و تو .... اجبار به مرور خاطراتی می شوی....که برایش از ارامشت خرج کرده ای/

زندگی کردن در خاطراتی پوچ با اعمال شاقه/

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

برچسب: نویسنده: بهار جعفری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 6:56

صفحه بندی